مسکن و راه حل کنترل قیمت

راه های گوناگونی برای حل مشکل مسکن ارائه شده است. شرکت های تعاونی که با موج کلاهبرداری همراه بودند. شرکت های سرمایه گذاری که نیامده تغییر ماهیت داده و از سازندگی و کاسبی پرداختند ، وام بانک های خصوصی که سرکوب شد و مسکن مهر که در وسط بیابان ساخته شد و آدم را به یاد شهر مهاجران می اندازد و اکنون طرح مسکن اجتماعی

همه این طرح ها در زمان خود بیش از آن که رویکرد اقتصادی داشته باشند ، رویکرد تبلیغی داشتند. رویکردی که دولت برای نشان دادن اهتمام خود برای حل مسئله و بحران مسکن نشان داده است. 

اما این پایان ماجرا نیست. 

مشکل اساسی در مباحث اقتصادی است ، آن هم مازاد تقاضا بر عرضه است. 

بدین معنی که در تمام این سال های به ازای هر 100 خانه بین 105 تا 120 خانواده وجود داشته است. با در نظر گرفتن 4 تا 5 درصد خانه خالی به عنوان بافر برای جابه جایی ها و 2 درصد خانه خالی به قصد سرمایه گذاری با هدف اجاره ندادن و سرمایه گذاری صرف لحاظ شود. همچنین 1 درصد نیز به دلایلی از جمله اختلافات مالکین ، فوت مالک یا مالکین ، مسائل حقوقی و قضائی و همچنین انتظار برای تخریب و نوسازی و تغییرات و تعمیرات خالی باشند.

بدین ترتیب علم اقتصاد بیان می دارد که باید به ازای هر 100 خانواده 108 خانه داشته باشیم تا عرضه کافی برای تقاضا فوق ایجاد شود.

در صورتی که عرضه کافی متناسب با تقاضا ایجاد شود ، آن گاه باید انتظار داشت که قیمت مسکن متعادل گردد.

با این حال دیدگاهی در خصوص تورم عمومی و تورم مسکن وجود دارد که بعد از انتشار مقاله آن بدان می پردازم.

/ 0 نظر / 22 بازدید