به نقل از سایت الف

 

مدیرعامل شدن رویانیان در باشگاه پرسپولیس دردآورتر و ناراحت کننده تر از اختلاس بزرگ است، چرا که در قیاس علت و معلولی، اولی در رده علل وقوع رخدادهایی چون دومی قرار می گیرد.


شاید به خاطر نگارش این مطلب، بد و بیراه‌هایی نصیب من و منتشرکننده شود، پس از همین آغاز، و پیش از هر انگ و تلنگری، بگویم که من نه اساساً به فوتبال دلبستگی دارم و نه به حواشی استقلالی - پرسپولیسی آن. حتی اصلاً نمی دانم این که بعضی ها می گویند شیش تایی ها، منظورشان این است که قدیم ترها استقلال شش گل به پرسپولیس زده یا برعکس. بنابراین، انگیزه نوشتن این تحلیل، روشن است که ورزشی نیست، بلکه از جنس اجتماعی است.

البته لازم است این را هم یادآور شوم که بعضی ها هستند که مثلاً دو سه بار زمین خوردن در فوتبال گل کوچیک محله «و نه بیشتر از آن» را تقریباً به عنوان مقدمه‌ای مکفی بر تعلق خصائص مدیریت ارشد ورزشی محرز می‌دانند و یا مثلاً یکی هم هست که صرفاً چند روز راه رفتن و سیاحت در کنار یک مخزن نفتی در حال ساخت - تازه اگر پیت نفت نبوده باشد- را در هنگام گلگشت‌های نوجوانانه، برای تصدی وزارت نفت «حد کفایت» می‌دانست.همه آدم‌های این‌طوری، فارغ از سطح واقعی و ظاهری تخصص و تجربه‌ای که در حوزه انتصاب خود دارند، در یک پدیده مشترکند که فعلاً می‌ترسم آن را ذکر کنم، گرچه بیشترمان می‌دانیم. به‌هر حال، اگر مقدمات مورد نیاز برای کسب تخصص و تجربه در یک حوزه و سپس تصدی جایگاه‌های مدیریتی ارشد این‌گونه باشد، با چنین شیوه‌ای از قضاوت، من هم چون در ایام کودکی و نوجوانی و حتی اندکی از اوان جوانی‌ام به طرز پابرهنه یا به قول خودمان پاپتی توپ بازی کرده‌ام و خیلی هم گل زده ام، پس باید صلاحیت وزارت ورزش و کسی چه می‌داند، شاید رسیدن به جایگاه یک فوتبالیست رده اول جهانی را داشته باشم.

بسیار خوب، و اما پس از این مقدمه‌چینی که به نظرم خودش در کفایت یک متن است، اصل حکایت را می‌نویسم.

خداوکیلی وقتی شنیدم آقای رویانیان به عنوان مدیرعامل معروف‌ترین باشگاه ورزشی کشور انتخاب شد، خیلی ترسیدم. ترسیدم از بابت آینده‌ای که هنوز که هنوز است به جای تلاش برای تحقق اهداف خیره کننده در افق آن آینده، داریم با چنین انتصاباتی روز به روز خراب‌ترش می‌کنیم و کشورمان را دستی دستی می‌اندازیم به قعر جداول رده‌بندی، هم در جغرافیا و هم در تاریخ. ترس من از این است که کشوری با این همه پتانسیل و آن همه فرهنگ و تاریخ و تمدن و افتخار، ملتی که در اندیشه و ادبیات مذهب متعالی خود، واژه عدل را بیش از هر قوم و قبیله دیگری استخدام کرده است، روزگار خود را با چشم پوشیدن از همه این ملزومات آماده پیشرفت، سیاه کند.

اگر خوب فکر کنیم، یک عامل بسیار مهم کمک‌کننده به مفسدین و اختلاس‌کنندگان هم‌روزگار ما، بی‌تخصصی و کم‌سوادی مدیران ارشد است؛ و برعکس، تخصص همراه با همت و نیت صاف، همیشه مددرسان و پیروزی‌آفرین بوده است. خاطرم هست یک روز که برای اندکی استراحت به زمین کشاورزی پدرم در روستای زادگاه ایشان –در استان فارس- رفته بودیم، کشاورز زمین همسایه را به من نشان دادند و گفتند سیدعلی سجادی والیبالیست معروف تیم ملی نوجوانان و جوانان کشور پسر همین مرد است. از همان موقع تا کنون، کلی دست‌مریزاد و پدربیامرزی برای آقای یزدانی خرم در دلم و کلامم هست که آن چنان خردمندانه، از دورافتاده‌ترین کوی و برزن‌های این سرزمین گشت و جوان بالیاقت یافت تا برای ایران عزیز ما افتخار بیافرینند.

به نظرم این نوشته اندکی طولانی شد و باید ختم کلام کرد. مخلص کلام آن که در قیاس دسته‌بندی‌های علت و معلولی، مدیرعامل شدن آقای رویانیان در پرسپولیس، علتی است برای اتفاقات شومی در آینده، که معلول این علتند. اتفاقات شومی که با نگاهی موشکافانه، چندان کم‌قرابت با اختلاس‌های بزرگ این دو دهه، شکست‌های بزرگ ورزشی و نگرانی‌های وسیع اقتصادی و اجتماعی نیستند. این تحلیل، خدای نه نکرده از آن بابت نیست که ایشان را مسبب چنان شکست‌هایی بدانیم، که حقیقتاً جفایی به ایشان و خدمات وسیعشان در انقلاب است، بلکه از آن روست که تا ایشان بیایند و مانند عکاسان تازه‌کار شانسشان را در ورزش این ملک امتحان کنند، هم شکست‌های بزرگ نصیب خواهد شد، هم سابقه کاری شخص ایشان تخریب می‌شود، و هم متخصصین دل‌سوز و خانه‌نشین‌شده پیر و کور و غریبه می‌شوند، که این آخری از همه دردناک‌تر است.

به‌هر حال، اگر آقای رویانیان در معنای عدل و یوم‌الحساب خوب دقت فرمایند، به نظر بنده –و احتمالاً خیلی‌های دیگر- لازم است تا یک هفته نشده استعفای خود را تقدیم دارند.

 

/ 2 نظر / 20 بازدید

حقتونه .حالا حالاها بایدبکشیدعزیزانم[شکست]

حقتونه .حالا حالاها بایدبکشیدعزیزانم[شکست]