بورس انرژی و ترکیب هیات مدیره

شرکت بورس انرژی که در ابتدا با هدف مبادلات برق میان شرکت های تولیدکننده ( نیروگاه های خصوصی و دولتی ) و مصرف کنندگان ( شرکت های توزیع کننده و صنایع پرمصرف ) پایه گذاری شد، در آستانه پذیره نویسی و پس از آن در آستانه مجمع موسسین به عنوان بورسی برای عرضه کالاهای شرکت ملی نفت و شرکت ملی پتروشیمی لقب گرفت. این موضوع پس از شکست های متوالی عرضه نفت در بورس کالا و درگیری ها و مشکلات و مسائل بی شمار شرکت های پتروشیمی از جمله شرکت ملی پتروشیمی و شرکت بازرگانی پتروشیمی با شرکت بورس کالا بود.

بورس انرژی می رفت که به آلترناتیو و حتی جایگزین بورس کالا تبدیل شود. اما دو ایراد اساسی گریبان وزارت نفتی ها را گرفت. اول اینکه آنها باز هم از حضور در موسسین این بورس نیز جا ماندند. حدود 5% به شرکت های پتروشیمی رسید که البته تعدادی از آن ها زیر مجموعه شرکت غدیر بودند. دوما مذاکرات و لابی های گسترده و دعوت های متعدد نفتی ها از کارگزاران و سرمایه گذاران نهادی برای رای دادن به گزینه های آنها نیز به نتیجه ای نرسید.

به هر سهامدار جز نیز که حداکثر 7500 سهم تخصیص یافت که البته آن هم پس از گذراندن شبی برفی در جلو شعبات بانک بود، پس شرکت نفت نمی توانست روی حمایت این گروه نیز حساب کند. تجربه شرکت بورس اوراق بهادار تهران نیز نشان داده بود کانون سهامداران حقیقی برعکس سر و صدای بسیار ، توانایی کمی در متحد سازی سهامداران جز دارد.

بالاخره مجمع موسسین برگزار شد ، ریاست آن بر عهده مدیرعامل شرکت ملی نفت ، مهندس قلعه بانی بود ، انتظار می رفت با حضور در هیات رئیسه مجمع ، موفقیت نفتی ها تضمین شده است . اما در سالن گروه های برقی و مالی و کارگزاری در حال آخرین توافقات بودند و به پیش خوانی دست طرف مقابل و نحوه تقسیم رای می پرداختند.

رقابت 19 گروه برای کسب کرسی های هیات مدیره آغاز شد.  نفتی رسما نمایندگان خود را معرفی ننمودند اما صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت و توسعه پترو ایران و کیمیا اسپیدی قشم ، سه نماینده نفتی ها بودند. به جز صندوق بازنشستگی نفت ، دو کاندیدای دیگر ناشناخته بودند. شرکت ملی نفت می توانست خود کاندید شود که با استفبال حقیقی ها هم روبرو می شد ، یا اینکه شخص مهندس قلعه بانی که قطعا می توانست تاییدیه خود صلاحیت حرفه ای را قبل از مجمع بگیرد ( مدیرعامل سایپا و سازمان گسترش و شرکت ملی نفت ) و خود عضو حقیقی شود ، اما در حالی که احساس می شد نفتی ها در همراه ساختن نهادهای مالی و کارگزاری ها ناموفق بوده اند ، از کاهش کاندیدای خود و تمرکز آرا نیز خودداری نمودند ، اشتباهی محاسباتی که سبب شد که دو عضو پیشنهادی نفت به علی البدل بروند.

حالا باید دید شکست نفتی ها در این مجمع ، جرقه تاسیس بورس دیگر ( بورس نفت ) خواهد بود یا خیر ؟ آیا شرکت ملی نفت اقدام به عرضه محصولات خود در بورس انرژی خواهد نمود ؟ آیا 15 میلیارد دلار نفت کوره ( حسب وعده مهندس قلعه بانی) در بورس انرژی عرضه خواهد شد یا وعده ای برای کسب آرا بوده است.

به هر حال آنچه مسلم است کندی شرکت نفتی ها در مباحث مالی است. خصوصی سازی در این وزارت کند است در حالی که برعکس وزارت نیرو ، شرکت هایی سودآور در اختیار دارد. مقاومت سیستماتیک در این وزارت خانه وجود دارد. حتی این سستی در حضور در بورس ها نیز دو بار رخ داد. بعد از جا ماندن از بورس کالا ، حالا از بورس انرژی نیز دست خالی برگشتند.

از سوی دیگر باید دید حضور گسترده نهادی مالی در بورس انرژی می تواند به رونق این بورس منجر شود؟؟؟ آیا عرضه برق در بورس عملی می شود ؟؟؟ زمان به بسیاری از سوالات پاسخ خواهد داد ، اما آنچه مسلم است بورس انرژی با نفتی ها قدرتمند تر از بورس انرژی بی نفت است

/ 0 نظر / 20 بازدید